Tuesday, August 24, 2010

به نام خدا



برای عرض ادب، شروع رسمی وبلاگ رو با یاد خدا آغاز کردیم. مقدمه کتاب مصیبت نامه شیخ عطار. من خودم هم خیلی ازش سر در نمی آورم.
هنوز نمی دونم چطور می شه برای یک پست تیتر گذاشت.

حمد پاک از جان پاک آن پاک را


کو خلافت داد مشتی خاک را

آن خرد بخشی که آدم خاک اوست


جزو و کل برهان ذات پاک اوست

آفتاب روح را تابان کند


در گل آدم چنین پنهان کند

چون درون نطفه ای جانی نهد


آفتابی در سپندانی نهد

از بن انگشت عین او آورد


بحر دل در اصبعین او آورد

کوه را چون ظله آسان او کند


بحر را گهواره جنبان او کند


شیر از انگشت خلیل او آورد


عیسی از جبرئیل او آورد

طفل را درمهد پیغامبر کند


وز همه پیرانش بالغ تر کند

خاک را مهد بنی آدم کند


باد را نه ماهه مریم کند

اوست آن یک کز دو حرف نامدار


کرد پیدا در سه بعد ارکان چار

پنج حس در شش جهت سالار کرد


هفت را در هشتمین دوار کرد

نه فلک چون ده یکی خواست از درش


از دو عالم جای آمد بر ترش

چون به هشتم در دو شش را بار داد


چار را نه داد و نه را چهار داد

چون همه دانی چه می گویم ترا


چون تو در جانی چه می جویم ترا

زانچه گفتم چون شدم بی خویش از آن


هرچه گویم بیش از آنی بیش از آن

خالقا آن دم که دم ماند دوم


همدمی می باید از لطف توم

چون درآید وقت آن وقت ای کریم


تو مرا قوت ده آن وقت ای عظیم

گر درآید یک نسیم از سوی تو


پای کوبان جان دهم در کوی تو

یک دمم با تو در آن دم می تمام


ای همه تو آن دمم ده والسلام



1 comment:

Mohammad said...

Besyar ziba