Friday, May 13, 2011

شبا که ما می خوابیم... آقا پلیسه سریال می بینه

به قول آقا پلیسه:

می دونی مشکل همجسنگراها تو مملکت ما (یعنی مملکت خودشون) چیه؟ اینه که دونفر دوتا بند و بساط یکسان دارند و دقیقا می دونن چه بلایی می تونن سر اون یکی بیارن که خیلی حال کنه... و تو که جنس مخالفی ریدی اگه فکر کردی می تونی اون کار رو بکنی!!!!

Monday, May 09, 2011

گفتگوی دانشگاه با نظام وظیفه

سرنوشت : در ایام شهادت مظلومانه بن لادن و سررفتن حوصله ما از فیض بوک و عنایات آقایان "لری پیج" و "سرگئی برین" (صاحبان گوگل) ما دوباره این وبلاگ رو راه می اندازیم تا مشتی شود بر دهان استکبار. داستان ترک بلاگ ما این بود که می دیدیم سرویس های بلاگر (که خیلی هم خوب بود) کار نمی کرد.... حالا نگو نصفه نیمه فیلتر بود. این شد که من هی می رفتم توی سایت های مختلف عکس آپلود می کردم و دوباره بر می گشتم می اومدم اینجا میذاشتم... اون ها هم دونه دونه فیلتر می شد. آخرش هم که کل بلاگرها فیلتر شد. ما هم که دیدیم کلا توی فیلتر و فیلترشکن داریم زندگی می کنیم گفتیم خب وقتی همه چیز فیلتر باشه انگار همه چیز فیلترنیست!!!! دوباره شروع کردیم و با نرم افزار "پیکاسا" (که خب فیلتر هم هست) تونستیم بسیار آسان عکس آپلود کنیم.
و اما اصل داستان فارق التحصیلی ما:

گفتگوی سنو(سازمان نظام وظیفه) با وع (وزارت علوم):

وع: سلام سرگرد چطوری؟ خوبی؟ همه چی رو به راهه؟
سنو: قربانت استاد! چه خبرا؟
وع: سلامتی. میگذره
دام: (دانشگاه امیرکبیر می پره وسط حرفشون:) به به!!! جناب وع! امسال دوست پارسال آشنا!!!! امشب چیکاره ای؟ بریم قلیون بزنیم؟
وع: (یهو یه اس ام اس میاد از سگ!(سازمان گذرنامه)) ببخشید آقا دام ما امشب برنامه استخر داریم!!!1
سنو: خب خوشحال شدیم از دیدنتون!!! خداحافظ
وع: خدانگهدار تیمسار!!
سنو: بابا مونده تا تیسمار بشین
وع: اختیار دارین!!!
دام: خداحافظ

توجه کنید که همه این صحبت ها هم باید دانشجوی بدبخت نامه ها رو ببره این ور اون ور!!!!1